السيد حامد النقوي
530
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
قبيح و تمزيج فضيح طريق تسخير قلوب عوام پيمايد طرفه تقريرى در باب حديث مدينة العلم نموده و بتحرير كلمات عجيبه و تسطير جملات غريبه قلم خود را فرسوده چنانچه در نور الكريمتين در ذكر بيت نبوت گفته قدح حديث مجعول « خذوا شطر ( ربع ) دينكم عن الحميراء » و رد مقابله آن با حديث « مدينة العلم » به دوازده وجه و حديث انا مدينة العلم و على بابها و سدوا كل خوخة الا خوخة أبى بكر و سدوا كل خوخة الا باب علىّ اشارت بكليّه اين بيت و بابواب اين بيت است لكن اضافت باب بسوى على كرم اللَّه وجهه بيانيه تواند بود كه على خود بابست چنانچه عمر رضى اللَّه عنه خود باب بود در حديث حذيفه رضى اللَّه عنه و در حديث انا مدينة العلم اشارتست به آنكه متاع بيت النبوة آنچه بود همين علم بود و اجناس و نقود همه آنجا معدوم و مفقود و همين عدم و فقدان نقود و اجناس حقيقت بىحقيقت فقر و افلاسست لهذا فرمود ان الانبياء لم يورثوا دينارا و لا درهما انما ورثوا العلم فمن اخذه اخذ بحظ وافر اهل اين بيت از نقد و جنس آن كه همين علم و فقرست به قدر قوّت وراثت و قرب قرابت حظّى مىگيرد و اين توارث بطنا بعد بطن و نسلا بعد نسل الى ما شاء اللَّه جاريست اما كسى كه معارف و علوم از خانهء ديگرى دزديده مىبرد پس دست او را كه كنايت از دستگاه تحصيل و اخذ از اصلست قاضى قضا مىبرد فقير حسب حال ورثه بيت النبوة بيتى دارد نادار علم و فقر شد محروم ميراث نبى يكتا از ان حظّ زنان هر دو بمردان شد نصيب انتهى و بر ناظر بصير و متتبع خبير سخافت و هوان و ركاكت و بطلان اين كلام موهون النظام واضح و عيانست به چند وجه اول آنكه اورنگآبادى درين كلام ادعا نموده كه حديث مدينة العلم اشارتست بكليت بيت نبوت حال آنكه اين اشارت اگر درست شود بنا بر مذاق او لازم مىآيد كه آن جناب خود بيت كلى نبوت باشد و از اهل بيت نبوت نباشد و اين معنى علاوه بر آنكه منافى مطلوب اوست هيچ متدينى قائل به آن نمىتواند شد زيرا كه بودن جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از اهل بيت نبوت متفق عليه اهل اسلامست و بر هر عاقل واضح و ظاهرست كه اگر نبوت ممثل به بيت شود بلا ريب جناب رسالتمآب و آل اطياب آن جناب صلوات اللَّه عليهم اجمعين اهل آن بيت خواهند بود دوم آنكه اورنگآبادى درين كلام ادعا نموده كه حديث مدينة العلم اشارتست بابواب بيت نبوت حال آنكه حديث مدينة العلم بدون ايما و اشاره بتصريح صريح صرف جناب امير المؤمنين عليه السّلام را باب مدينهء علم قرار مىدهد و بس و در ما سبق دانستى كه ادعاى تعدد ابواب مدينهء علم و قرار دادن ابواب متعدده از اصحاب باطل محض و نقش بر آبست و اگر ابواب متعدده اين مدينه فرض كرده آيد آن ابواب جز نفوس قدسيهء ائمهء اثنى عشر سلام اللَّه عليهم كه در كثرت نشان وحدت دارند نخواهند بود سوم آنكه اورنگآبادى درين كلام خرافت انضمام حديث موضوع سدوا كل خوخة الا خوخة أبى بكر را ذكر نموده حال آنكه اين حديث بلا شك